1-9 ابزار گردآوری اطلاعات………………………………………………………………………………………..7
1-10 معرفی منابع مهم ………………………………………………………………………………………………….7
1-11 دستاوردها…………………………………………………………………………………………………………..8
فصل دوم: زندگی نامه قدیس اوگوستین و امام محمد غزالی
2-1- زندگی‌نامه‌ی اوگوستین قدیس………………………………………………………………………………….10
2-1-1- زندگی اولیه…………………………………………………………………………………………………10
2-1-2-از مخالفت با بدعت‌ها تا گرویدن به مسیحیت……………………………………………………..14
2-1-3- اهمیت قدیس اوگوستین و تاثیرات او در جهان…………………………………………………..25
2-1-4- نگاهی بر آثار قدیس اوگوستین………………………………………………………………………..27
2-2- زندگی‌نامه‌ی امام محمد غزالی…………………………………………………………………………………..33
2-2-1- زندگی اولیه…………………………………………………………………………………………………..33
2-2-2- اهمیت امام محمد غزالی و تأثیرات او در جهان………………………………………………….42
2-2-3- نگاهی بر آثار امام محمد غزالی……………………………………………………………………….45
فصل سوم: آراء قدیس اوگوستین در باب خدا
3-1- درآمدی بر خداشناسی…………………………………………………………………………………………….52
3-2- ذات خدا و امکان شناخت آن…………………………………………………………………………………..62
3-3- اثبات وجود خدا……………………………………………………………………………………………………66
3-4- تثلیث…………………………………………………………………………………………………………………..68
3-5- خدا و مسیح………………………………………………………………………………………………………….74
3-6- فیض خدا……………………………………………………………………………………………………………..77
3-7- شهر خدا……………………………………………………………………………………………………………….80
فصل چهارم: آراء امام محمد غزالی در باب خدا
4-1- درآمدی بر خداشناسی ……………………………………………………………………………………………85
4-2- ذات خدا و امکان شناخت آن…………………………………………………………………………………..91
4-3- اسماء و صفات خداوند…………………………………………………………………………………………..98
4-4- رویت و نسبت آن با شناخت خدا…………………………………………………………………………..104
فصل پنجم: مقایسه آراء قدیس اوگوستین و امام محمد غزالی در باب خدا
5-1- درآمد………………………………………………………………………………………………………………..112

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

5-2- شباهت‌های آراء…………………………………………………………………………………………………..112
5-2-1 غیر قابل توصیف بودن…………………………………………………………………………………….112
5-2-2 علت العلل…………………………………………………………………………………………………….113
5-2-3 نور الهی………………………………………………………………………………………………………113
5-2-4 علم…………………………………………………………………………………………………………………114
5-2-5 اراده……………………………………………………………………………………………………………..115
5-2-6 کلام……………………………………………………………………………………………………………..115
5-3- تفاوت‌های آراء……………………………………………………………………………………………………116
5-3-1 تصویر ذهنی از خدا…………………………………………………………………………………………116
5-3-2 رویت خدا……………………………………………………………………………………………………..118
5-3-3 فیض یا لطف…………………………………………………………………………………………………….118
5-3-4 کلام……………………………………………………………………………………………………………..119
5-4- نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………………….119
فهرست منابع………………………………………………………………………………………………………………..121
فهرست اصطلاحات………………………………………………………………………………………………………129
چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………….134
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1 مقدمه
خداشناسی و تمایل به ماوراء طبیعت، به زمان یا مکان خاصی از جهان اختصاص ندارد، بلکه به گواهی تاریخ باستانی اقوام مختلف، اعم از متمدن و ابتدایی، اعتقاد به خدا و مبدأ جهان، در میان تمام ملل وجود داشته است و در حفاری‌ها و کاوش‌های علمی دانشمندان باستان شناس که برای به‌دست آوردن طرز زندگی، پایه تمدن و شیوه‌ی تفکر اقوام گذشته انجام شده است، همواره زیر تل‌های بزرگ، عبادتگاه‌هایی کشف شده است که همگی از عبادت ملل دیرینه در آنها حکایت دارد؛ بنابراین، یکی از مهمترین مسائلی که بشر با آن مواجه بوده است، خدا و خداشناسی است؛ یعنی این که انسان از کجا آمده است و به کجا میرود و به این معناست که انسان به حقیقتی برسد که درک کند خداوند علت و خالق اوست و او عین نیاز و متعلق به خداوند است. به طور کلی، معرفت و شناخت هر موجود، به حسب شئ مورد شناخت، به دو صورت تحقق مییابد. یکی شناخت حضوری و دیگری شناخت حصولی که برای خداوند متعال نیز همین دو نوع شناخت متصور است؛ یعنی شناخت حضوری که بدون وساطت مفاهیم ذهنی تحقق مییابد و شناخت کلی و حصولی که از طریق مفاهیم عقلی حاصل میشود و مسقیماً به ذات الهی تعلق نمی‌گیرد.
بدین ترتیب، مسئله‌ی مهی که همیشه ذهن انسان جستجوگر را به خود مشغول می‌کند، شناخت خداست که در عین سادگی ممکن است بسیار هم دشوار باشد. اگر انسان از راه درست خداشناسی در این وادی قدم گذارد، به شناخت یا دریافتی در حد عقل و بینش خود دست خواهد یافت و چنانچه از مسیر طبیعی آن منحرف شود، با مسئله‌ای بس پیچیده و مشکلی بزرگ مواجه خواهد شد.
اهمیت خداشناسی و آثار عمیق آن بر زندگی انسان‌، به هیچ وجه قابل انکار نیست‌. تا آنجا که شواهد تاریخی نشان می‌دهد، شناسایی مبدأ هستی همواره یکی از دغدغه‌های اصلی بشر بوده و بخش عمده‌ای از منابع گوناگون دینی به توصیف مبدأ عالم یا همان “خدا” و بیان رابطه‌ی او با انسان و جهان پرداخته است.
اهمیت خداشناسی را می‌توان از جهت آثار آن در زندگی فردی و جمعی انسان‌ها نیز مورد توجه قرار داد. تردیدی نیست که زندگی انسان خداشناس با زندگی ملحدانه‌ی فردی که وجود خدا را باور ندارد، تفاوتی اساسی دارد.
بنابراین، خداشناسی به دلیل آثار آن در حیات فردی و اجتماعی انسان‌ها اهمیت دارد. اعتقاد انسان به خدا و برداشتی که از اوصاف الهی دارد، در شئون مختلف زندگی او، انگیزه‌ها، نیّت‌ها، داوری‌ها و اعمال وی تأثیر می‌گذارد و شخصیت ویژه‌ای برای فرد می‌سازد و روش او را تغییر می‌دهد.
خداشناسی اساس دیانت و دین باوری است و بدون وجود این اصل، جایی برای طرح دیگر مسائل مذهبی نیست؛ زیرا شناخت خدا به منزله‌ی تنه‌ی نیرومند درخت دین و دیگر مباحث مذهبی شاخ و برگ‌های آن است.
مـیـزان ارزش هـر شـنـاخـتـی، به اندازه‌ی ارزش موضوع آن شناخت بستگی دارد؛ یعنی شناخت موضوعات ناچیز ارزش اندکی دارد و شناخت موضوعات مهم، از ارزش بسیار برخوردار است؛ از این رو، چون موضوع خـداشناسی، والاترین و شریف‌ترین موضوع است و هیچ موضوعی را با آن نمی‌توان مقایسه کرد، باارزش‌ترین گونه‌ی شناخت است.
ریشه تمام ارزش‌های اخلاقی ایمان به خداست و این ایمان بر معرفت و شناخت خداوند مبتنی است و هر چه این شناخت کامل‌تر و زنده‌تر باشد، آن ایمان نیز بارورتر و کامل‌تر بوده انسان بر خوردار از آن، سعادت مندتر خواهد بود.بنابراین علم و شناخت به متعلق ایمان پایه‌های ارزش‌های اخلاقی است. این شناخت هرچه شدیدتر و کامل‌تر باشد، از طریق تأثیر در ایمان، ارزش والاتری می‌آفریند و در نیل آدمی به سعادت جاودان، تأثیر عمیق‌تری خواهد داشت.
از این رو، لازم است پس از به دست آوردن این شناخت‌، با توجه مکرر به آن و احضار ایمان در ضمیر آگاه خود، آن را زنده و فعال نگه داریم. هر چه شناخت آدمی استوارتر، روشن‌تر و از تردید و ابهام پیراسته‌تر باشد؛ یعنی به یقین برسد و آن یقین نیز افزایش یابد، به همان میزان انسان از ایمان قوی‌تر و بارورتر و التزام عملی عمیق و گسترده‌تری برخوردار خواهد بود.
1-2 بیان مسئله
مفهوم خدا از مهم‌ترین مفاهیمی است که همواره در طی تاریخ با آدمی بوده است‌. هر انسانی بر اساس نگرش و جهان‌بینی خاص خود، مفهومی از خداوند در ذهن دارد که گاهی با مفاهیمی که دیگران در ذهن دارند، متفاوت است و می‌توان گفت بسیاری از اختلافات دینداران در اصول اعتقادی، مبتنی بر اختلافی است که در این زمینه با یکدیگر دارند. همان طور که غزالی خدا را غیرقابل توصیف و علت‌العلل و نورالانوار می‌داند، آگوستین نیز می‌گوید خدا در اندیشه و زبان نمی‌گنجد و هیچ تصوری به آن نمی‌رسد و خدا نور فهم ماست، اما خدای غزالی برتر از همه تعینات و فراتر از همه‌ی معقولات عقلی است. در حالی که خدای آگوستین از تجلی خدا به صورت آدمی، جداشدنی نیست و در عالم الوهیت، پدر بزرگ‌تر از پسر نیست و پدر و پسر از روح القدس بالاتر نیستند و هر سه یکی‌اند.
1-3 ضرورت پژوهش
پیش از این، کتاب‌ها، مقالات و پایان نامه‌های بسیاری درباره‌ی آشنایی با شخصیت و سیره‌ی امام محمد غزالی و دیدگاه او درباره‌‎ی خدا و همچنین نقد و تحلیل خدا از نظر آگوستین نوشته شده است، اما هیچ کس به بررسی مقایسه‌ای نظریات غزالی و آگوستین درباره‌ی خدا نپرداخته‌اند؛ بنابراین، نگارنده بر آن است پژوهشی نو و جامع برای مقایسه‌ی آراء قدیس آگوستین و امام محمد غزالی در خداشناسی انجام دهد چرا که قدیس اوگوستین یکی از شخصیت‌های مهم و تاثیرگذار در مسیحیت است، امام محمد غزالی نیز در فقه، کلام و تصوف مستند است و هر دو اندیشمند در اوج کشمکش به تدریج با یک تحول شخصیتی و درونی مشترک از شک و تردیدهای بسیار به یقین رسیدند.
1-4 اهداف پژوهش
هدف این پژوهش، طرح مبانی اندیشه‌های قدیس اوگوستین و امام محمد غزالی در زمینه‌ی خداشناسی است تا از این طریق به دوران زندگی‌شان نگاهی بیندازیم و تأثیر اوضاع اجتماعی را بر شکل‌گیری شخصیت این دو اندیشمند بررسی کنیم. همچنین چگونگی سیر تحولات فکری آنها را از آغاز تا رسیدن به حقیقت بررسی و آثار نگرش هر دو تن را در اجتماع مطرح کنیم.
در واقع، هدف این پژوهش این است که نشان دهد با وجود تفاوت‌هایی که بین قدیس اوگوستین و امام محمد غزالی از نظر مذهب و جامعه وجود دارد، شباهت‌هایی نیز با یکدیگر دارند و آن ‌هم به این دلیل است که رابطه‌ی روحی و معنوی مشترک و کشش و اشتیاق درونی باعث شده تا هر دو اندیشمند به تدریج از فلسفه، عالم ظاهر و محسوسات به الهیات و عرفان کشیده شوند. لذا نگارنده بر آن است تا با پژوهشی نو و جامع، شباهت‌ها و تفاوت‌های نظریات این دو اندیشمند در خداشناسی بررسی کند.
1-5 سوالات پژوهش
– زندگی اولیه قدیس اوگوستین و امام محمد غزالی چگونه بوده است؟
– آراء قدیس آگوستین و امام محمد غزالی در خداشناسی چه بوده است؟
– آثار قدیس اوگوستین و امام محمد غزالی چیست؟
– شباهت‌ها و تفاوت‌های نظریات قدیس آگوستین و امام محمد غزالی در خداشناسی چه بوده است؟
1-6 فرضیه‌های پژوهش
فرضیه‌های پژوهش حاضر عبارت‌اند از:
– زندگی اولیه قدیس اوگوستین و امام محمد غزالی در دیدگاه‌های خداشناسی آنها تاثیر گذاشته است؛
– خداوند از نظر قدیس آگوستین و امام محمد غزالی قابل شناخت است؛
– شهرخدای قدیس اوگوستین و کیمیای سعادت امام محمد غزالی از جمله آثاری است که بر تفکرات اندیشمندان تاثیرگذاشته است؛
– میان نظریات قدیس اوگوستین و امام محمد غزالی شباهت‌ها و تفاوت‌هایی وجود دارد.
– آراء قدیس اوگوستین و امام محمد غزالی در مواردی همچون غیر قابل توصیف بودن و علم و اراده و … با یکدیگر شباهت دارند.
– آراء قدیس اوگوستین و امام محمد غزالی در مواردی همچون تصویر ذهنی از خداوند و رویت خداوند و … با یکدیگر تفاوت دارند.
1-7 روش پژوهش
این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس شیوه‌ی کتابخانه‌ای تهیه شده است.
1-8 سوابق مربوط به پژوهش
درباره‌ی موضوع پژوهش حاضر، کتاب‌ها و پژوهش‌هایی انجام شده است که از جمله‌ی آنها می‌توان به کتاب “حیات فکری غزالی” نوشته‌ی مهدی کمپانی ‌زارع اشاره کرد. در آن علاوه بر تصحیح و ترجمه‌ی رساله‌ی “المنقذ من الضلال” غزالی، به نقد آرای متفکر پرداخته است. نویسنده در این کتاب تلاش می‌کند تا خط سیر فکری این دانشمند را دریابد. همچنین کتاب “آشنایی با شخصیت و سیره‌ی امام محمد غزالی” از محمد الصلابی و ترجمه‌ی ستار آیینه پور به بررسی زندگی امام محمد غزالی پرداخته است و سپس آثار او را معرفی کرده و نگاهی به اندیشه‌ها و خدمات غزالی داشته است.
کتاب دیگر “مسیحیت و بدعتها” نوشته‌ی جوان اگریدی4 است که عبدالرحیم سلیمانی‌اردستانی آن را ترجمه کرده است. این کتاب شامل بررسی تاریخی آیین مسیح و انشعاباتی است که تا سده پنجم میلادی در این آیین رخ داده است؛ یعنی دورانی که صحنه‌ی ظهور و گسترش اختلافات و نزاع‌های اعتقادی بین فرقه‌های گوناگون مسیحیت بوده و در پایان آن، آموزش‌های رسمی مسیحیت به شکل نهایی تدوین یافته است .
کتاب “اعترافات اوگوستین” ترجمه‌ی افسانه نجاتی توسط انتشارات پیام امروز در تهران به چاپ رسید و از مشهورترین آثار اورلیوس اوگوستینوس، معروف به سنت اوگوستین، فیلسوف و اندیشمند مسیحی در سال‌های ابتدایی قرون وسطا است. این کتاب، از آثار بزرگ قرن چهارم میلادی است که حدیث نفس نویسنده‌ی آن است و در عین حال اعتقادات و خاطرات او را نیز در بر می‌گیرد. کتاب اعترافات از سیزده قسمت تشکیل شده است. ده قسمت اول به شرح حال و رویداد‌های زندگانی خود مؤلف از کودکی تا 32 سالگی اختصاص دارد که سرانجام به گرفتن غسل تعمید او منجر شده است و از قسمت دهم به بعد، تا حدودی شرح و تحلیل فلسفه‌ی نظری است که گویی به منظور توجیه و اثبات اعتقادات مسیحیان به رشته تحریر درآمده است.
همچنین محمد عطاران پژوهشی با عنوان “بررسی دیدگاه‌های غزالی و کانت در باب اخلاق و دین” در دانشگاه تربیت مدرس در سال 1380 انجام داده است که به نقد تطبیقی دیدگاه‌های غزالی و کانت درباره‌ی رابطه‌ی اخلاق و دین و اشارات آن در تربیت اخلاقی پرداخته است. در پژوهش مذکور، ابتدا درباره‌ی نظریه‌هایی بحث شده است که به نقش عقل و دین در بنیاد اخلاق اشاره ‌می‌کنند و سپس مهم‌ترین ایده‌ی ادیان، یعنی مفهوم “خداوند” و صورت آن در آرای غزالی و کانت بررسی شده است. آنگاه بر اساس این بررسی چگونگی تأثیر‌گذاری این ایده در بنیاد نظام اخلاقی این دو اندیشمند بزرگ شرح داده شده است.
کتاب “فلسفه در مسیحیت” باستان نوشته‌ی کریستوفر استید5 با ترجمه‌ی عبدالرحیم سلیمانی اردستانی است. این کتاب به بررسی دیدگاه‌های مختلف تبیین عقلانی آموزه‌های مسیحیت یا دفاع از آن‌ها در پنج قرن نخست مسیحی پرداخته‌‌ ‌است. این اثر مشتمل بر سه بخش کلی ‌است که نخستین بخش آن با عنوان “پیشینه فلسفی” به موضوعاتی چون فلسفه دوره‌ی کمال افلاطون، ارسطو و فلسفه‌ی عهد باستان متأخر اختصاص دارد. “کاربرد فلسفه در الهیات” نام بخش بعدی است که در آن مباحثی مانند ادله‌ی وجود خدا، ذات و اشخاص، وحدت ذات، خدا چگونه توصیف می‌شود، خدا و انسان بودن مسیح مطرح شده‌اند. فلسفه، ایمان و شناخت، آزادی و نیکوکاری نیز موضوعاتی‌اند که نویسنده در سومین بخش این اثر با نام “اوگوستین” به آن‌ها توجه کرده‌است.
همچنین “نقد و تحلیل نحوه فاعلیت خداوند در عالم طبیعت از نظر فلاسفه اسلامی و اوگوستین” پژوهشی است که در آن عباس جوارشکیان در دانشگاه تربیت مدرس در سال 1379 انجام داده است. در واقع در این پژوهش، نحوه‌ی فاعلیت خداوند در عالم طبیعت و کیفیت تدبیر و ربوبیت الهی در این عالم و نیز نحوه‌ی ارتباط طبیعت با ماورا طبیعت از نظر فلاسفه اسلامی و اوگوستین بررسی شده است.
کتاب بعدی “آگوستین” از کارل یاسپرس6 ترجمه محمد حسن لطفی است که در آن شخصیت و افکار قدیس اوگوستین بررسی شده است. همچنین کتاب “کیمیای سعادت” از امام محمد غزالی که از نمونه‌های عالی و کم نظیر شیوه‌ی نگارش کتب اخلاقی است، کتاب دیگری در این زمینه است. این کتاب دارای مقدمه‌ا‌ی در چهار عنوان است که عبارت‌اند از: خود‌شناسی، خداشناسی، دنیاشناسی و آخرت شناسی. متن کتاب نیز به چهار رکن عبادات، معاملات، مهلکات و منجیات تقسیم شده است و هر رکن را در ده اصل، نقد و بررسی می‌کند. کیمیای سعادت مهم‌ترین اثر فارسی غزالی و نمونه‌ای عالی از نثر لطیف و روان است.
مورد دیگر، کتابی از امام محمد غزالی به نام “مشکوه الانوار” است که در اصل به زبان عربی نگاشته شده است. این کتاب در حدود سال 499 ه.ق به صورت رساله‌ای تحریر شده است و دارای سه فصل است. در این کتاب به نور، معانی مختلف آن و نیز انحصار نور حقیقی در خدا و ذکر مراتب و درجات ارواح بشر اشاره شده است.
همچنین در دانشگاه مفید، پژوهشی با عنوان “وحی در اندیشه‌ی سیاسی ابن سینا و امام محمد غزالی” در سال 1363 انجام شده است. در این پژوهش تلاش بر آن است که نسبت بین وحی و نگاه به مسائل سیاسی در آرا و نظر فلاسفه متقدم تبیین شود. در این میان آرا و نظریات دو تن از بارزترین شخصیت‌ها نگرش‌های متقابل نظام اندیشه در جهان اسلام، یعنی ابن سینا و امام محمد غزالی بررسی می‌شود.
با وجود موارد مذکور، هیچ کدام از آنها به بررسی مقایسه‌ای نظریات غزالی و آگوستین درباره‌ی خدا نپرداخته‌اند.
1-9 ابزار گردآوری اطلاعات
در این پژوهش ابزار گردآوری اطلاعات فیش برداری، بانکهای اطلاعاتی است.
1-10 معرفی منابع مهم
در این پژوهش از منابع مختلفی استفاده شده است از جمله مهمترین آن‌ها می‌توان به کتاب اعترافات اوگوستین قدیس اشاره کرد که درسال 1382 توسط انتشارات پیام امروز توسط افسانه نجاتی ترجمه گردید.
منبع مهم دیگر، کتاب فلسفه در مسیحیت باستان نوشته‌ی کریستوفر استید با ترجمه‌ی عبدالرحیم سلیمانی اردستانی است. این کتاب در قم توسط مرکز ادیان ومذاهب در سال 1380 به چاپ رسید.
منبع مهم بعدی کتاب مسیحیت و بدعتها نوشته‌ی جوان اگریدی است که عبدالرحیم سلیمانی‌اردستانی آن را ترجمه کرده است. این کتاب توسط موسسه طه در سال 1384 در قم به چاپ رسید.

منبع مهم بعدی کتاب کیمیای سعادت از امام محمد غزالی است که در سال 1368 در تهران توسط انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است
منبع مهم دیگر کتابی از امام محمد غزالی به نام مشکوه الانوار است که توسط صادق آئینه‌وند از انتشارات امیر‌کبیر در سال 1364در تهران به چاپ رسید.
1-11 دستاوردها
همان طور که غزالی خدا را غیرقابل توصیف و علت العلل و نورالانوار می‌داند، اوگوستین نیز می‌گوید خدا در اندیشه و زبان نمی‌گنجد و هیچ تصوری به آن نمی‌رسد و خدا نور فهم ماست. البته غزالی خدا را برتر از همه تعینات و فراتر از همه‌ی معقولات عقلی ‌می‌داند و این در حالی است که خدای آگوستین از تجلی خدا به صورت آدمی‌، جداشدنی نیست و در عالم الوهیت، پدر بزرگ‌تر از پسر نیست و پدر و پسر از روح القدس بالاتر نیستند و هر سه یکی‌اند. همچنین اوگوستین به فیض اعتقاد داشت و می‌گفت ما همیشه به فیض خداوند نیاز داریم. اما غزالی با جهان بینی قائل به نظریه فیض مخالف است و می‌گوید چنین سخنی با عالم و مرید و مختار بودن خداوند منافات دارد. در مورد کلام بایستی گفت هر دو کلام را در سخن گفتن خداوند با انسان می‌دانند و معتقدند که او با سخن گفتن انسان را هدایت می‌کرده است با این تفاوت که اوگوستین اعتقاد دارد که خدا برای سخن گفتن به شکل آدمی در آمده و اگر چنین نمی‌شد حیثیت آدمی پایمال می‌گردید و همچنین او درباره خود می‌گوید در زمانی که سرگردان بود پیام خدا را از طریق کودکی شنید ولی در مقابل غزالی معتقد است که سخن خداوند بالاتر و پاکتر و منزه‌تر از حرف و صوت است و این کلام در دل جای دارد. ولی با توجه به تفاوت‌های ذکر شده هر دو اعتقاد دارند که سخن خداوند از طریق الهام به انسان می‌رسد.
فصل دوم
زندگی نامه قدیس اوگوستین و امام محمد غزالی
2-1 زندگی‌نامه‌ی اوگوستین قدیس
2-1-1 زندگی اولیه
مردم روزگار باستان، چنان تصوری از خدایان داشتند که حتّى نمى‌توانستند مفهوم تساهل و تسامح امروزى را درک کنند. هر چند مقامات امپراتورى روم در محدوده‌ى خود، به فرقه‌هاى متعدد در جشن‌ها و نهضت‌هاى درونى آنها چنان آزادى مى‌دادند که پیروان آنان خیال مى‌کردند قدرت دولت، وجهه و اعتبار خود را از قدرت خدایان دریافت کرده است؛ امّا مسیحیان کم و بیش، در دوره‌هاى مختلف مورد شکنجه‌هاى بى رحمانه قرار مى‌گرفتند تا این که اوگوستین7، مسیحیّت را به عنوان دین رسمى مطرح کرد. مسیحیان هم در قرون وسطا براى مدّتى هیچ رقیبى را تحمّل نمى کردند؛ مثلاً اوگوستین خواهان مجازات بدنى تفرقه افکنان و بدعت گذاران بود و این رَویه تقریباً در تمام قرون وسطا رایج بود.8 تا آن که در قرن هجدهم، تساهل و تسامح مذهبى به وجود آمد؛ بنابراین، بى تفاوتى دینى رواج پیدا کرد. با آن که کلیساى کاتولیک روم نیز از این وضعیت ناراضی بود. سرانجام، در هنگامی ‌که تسامح مذهبى، وسیله‌ای براى گسترش بى‌توجهی دینى شد، مفهوم تساهل و تسامح اعتبار اولیه‌ى خود را از دست داد.9 با وجود این، کلیسا در قرن پنجم شاهد سیزده پاپ بود که پاپ آناستازیوس10 نخستین و سیماکوس11 آخرین آنها بودند.12
قرن پنجم برای مسیحیان اولیه، قرنی متفاوت بود؛ زیرا در این قرن به مرور، قدرت و نفوذ امپراطورها کاهش یافت و در اواخر این قرن، حاکمانی از قبایل فرانک13 و استروگوت14 اداره‌ی امور را به‌دست گرفتند. پرقدرت‌ترین امپراتور در این دوره، تئودوسیوس15 دوم (408- 450) بود که تقریباً در اوایل این قرن حکومت کرد. 16
به هر ترتیب قرن پنجم برای کلیسا قرنی ویژه و از برخی جهات برای کلیسا تکرار ناشدنی بود. کنستانتین17 با ساخت قسطنطنیه18 در سال 330 م. و تعیین آن به عنوان مقر حکومت، پایه‌گذار آغاز عصر بیزانسی شد.19 این قرن پایان دوران آباء کلیساست. علت این نام‌گذاری شاید وجود یکی از بزرگ‌ترین اندیشمندان و نظریه‌پردازان مسیحیت، یعنی اوگوستین، در این قرن باشد. 20
آرلیوس اوگوستینوس21 معروف به قدیس اوگوستین در سیزدهم نوامبر سال 354 میلادی در شهر کوچکی به نام تاگاست 22 واقع در ایالت نومیدیا23 واقع در الجزایر فعلی متولد شد. تاگاست در شمال آفریقا و از توابع امپراطوری روم بود24 که تقریباً در 200 کیلومتری غرب کارتاژ25 و حدود 700 کیلومتری جنوب غرب رم واقع شده بود 26.
در زمان حیات اوگوستین حدود هفتاد میلیون نفر، جمعیت امپراطوری روم را تشکیل می‌دادند که هشت میلیون نفر از آنها در شمال آفریقا زندگی می‌کردند این امپراطوری بیشتر از سیصد سال حکومت کرد. امپراطوری بزرگ روم از دو قسمت شرقی و غربی تشکیل شده بود. قسمت غربی شامل ایتالیا، فرانسه، اسپانیا و شمال آفریقا بود که زبان لاتینی داشتند و قسمت شرقی شامل یونان و آسیای صغیر وخاورمیانه بود که به زبان یونانی سخن می‌گفتند.27
آئورلیوس اوگوستین، فیلسوف کبیر مسیحی و عالم بزرگ الهیات و نابغه‌ی عرفان و دین در حقیقت در خانواده‌ای محتشم از وابستگان به دستگاه حکومتی روم به دنیا آمد.28 پدرش پاتریکیوس29 و مادرش مونیکا30 نام داشتتند. 31 در واقع نکته‌ی جالب درباره‌ی والدین او این است که پدرش تا اواخر عمر، مشرک و مادرش مسیحی معتقد و مؤمنی بود. این تضاد درون خانواده اوگوستین، بر رفتار او در جوانی و بزرگسالی تأثیر بسزایی داشت که با مطالعه زندگی او این نکته به وضوح عیان می‌شود.32
اوگوستین از همان اوان کودکی، فاصله‌ی زیادی با مذهب داشت و با این که برای کسب تعالیم مذهبی به مدرسه رفته بود، تعمید نیافت و می‌توان گفت با توجه به سنّ کمش گناهکار بزرگی بود.33 اوگوستین تحصیلات ابتدائی‌اش را ابتدا در تاگاست و سپس در مادورا34 سپری کرد 35.
وی پس از مدتی برای تحصیل در رشته‌ی حقوق و یادگیری فن خطابه راهی کارتاژ36 شد و در هر دو زمینه، موفقیت‌های بسیاری کسب کرد او ضمن این موفقیت‌ها، دچار انحراف شد و معشوقه‌ای برای خود برگزید.37 سپس در حوالی سال 372 با زنی ازدواج و حدود سیزده سال با او زندگی کرد و از وی صاحب پسری شد که اسمش را آدئوداتوس38‏ گذاشت 39.
اوگوستین در نوزده سالگی با آثار سیسرو40 در معانی و بیان و مواعظ آشنا شد و تحصیلات خود را در این زمینه به پایان برد. وی سپس به‏ خواندن کتاب مقدس پرداخت، اما از وزن و شکوه آثار سیسرو در آن نشانی نیافت.41
او می‏گوید که توانسته است‏ کتاب “مقولات” ارسطو را به مدد معلم بخواند و بفهمد.42 در جوانی وقتی درباره‌ی مبداء عالم جستجو می‌کرد، خدای پیچیده مسیحیّت، او را قانع نکرد؛ در حالی‌که پذیرش فرضیه‌های مانویان درباره مبداء خیر و شرّ نیز عطش او را سیراب نمی‌کرد؛ زیرا در مذهب مانی در طبقه‌ی “سامعان” ماند و به درجه‌ی “کاملان” نرسید و برخلاف تعالیم مانی که به ترک لذت‌های جسمانی امر می‌کند، وی همچنان در وادی شهوات سرگردان بود. 43
پدر اوگوستین برای جلوگیری از این‏ عادت زشت او به خود زحمتی نمی‏داد، بلکه فقط در تحصیل او را یاری می‏کرد؛ اما مادرش‏ مونیکای، مقدس، او را همواره به عفت‏ و پاکدامنی سفارش می‌کرد که البته نتیجه‏ای‏ نمی‏گرفت. او حتی در آن هنگام از ترس آن که‏ “آینده من بر اثر وجود زن خراب شود” به او پیشنهاد ازدواج نمی‏کرد.44
اوگوستین بعد از خواندن آثار سیسرو، مجذوب فلسفه و دیگر آثار کلاسیک رومی شد؛ تا آنجا که انجیل را ردّ کرد و ‌گفت: در مقابل خطابه‌های سیسرو ارزشی ندارد. پس از آن با مطالعه‌ی آثار افلاطونی، زندگی فیلسوفانه‌ای را آغاز کرد و فریفته‌ی مبادی نوافلاطونی شد.45 اوگوستین تا 29 سالگی به تدریس ادبیات پرداخت.46 وی سپس در همین سن به ایتالیا مسافرت کرد و در میلان در مجلس درس یکی از بزرگان قدیم کلیسای کاتولیک، موسوم به آمبریوسیوس47 حضور یافت48 و مدتی در میلان از حلقه‌ی درس آمبروز49 برای فن خطابه استفاده کرد 50و وجدانش مفتون کلام او گردید. چندی نیز فریفته‌ی مبادی فلاسفه‌ی نوافلاطونی شد و در افکار او تحولی اساسی روی داد و به این نتیجه دست یافت که فریفتگی نفسانی به واسطه‌ی دوری او از درگاه الهی است و از خبث فطری و شرارت ذاتی ناشی نمی‌شود. و در گوهر آدمی بدی وجود ندارد و بر آن شد که خدای تعالی منبع تمام موجودات است. ماده و مواد شریر اموری اعتباری هستند که به نسبت دوری از قوه‌ی خالقه، یعنی باری تعالی به ظهور می‌رسند. هر قدر آدمی از ذات واحد ازلی که خیر محض است دورتر شود، روحانیت در او نقصان و جسمانیت افزایش می‌یابد. 51
روزی درون باغی در میلان تصورکرد که کودکی درنزدیکی او چنین می‌گوید: “بردار و بخوان!”. او با این ندا که این هدایتی الهی است، اتفاقا رساله‌ی پولس به رومیان را باز کرد و چنین خواند: “با شایستگی رفتار کنیم؛ چنان که در روز، نه در بزم‌ها و فسق و فجور و نزاع و حسد. بلکه خود را در مسیح بپوشید و برای شهوات جسمانی تدارک نبینید.”52


پاسخ دهید