تماميت

مسأله تماميت هنگامي كه فكر مي كنيد همسرتان در حال زير سؤال بردن انگيزه ها، ارزش ها و معيار هاي شماست، به صورت يك حادثه فرا خوانده مي شود. خواه اين سؤال واقعي باشد يا تصوري، شما احساس قضاوت شدن مي كنيد و اين موجب تمايل به دفاع از خودتان مي شود(ماركمن و همكاران، 2010). هنگامي كه مينا و محسن بحث مي كنند، هر دو بسيار مطمئن هستند كه منظور ديگري چيست؟ اكثر اوقات آنها مطمئن اند كه منظور د يگري منفي بوده است . هر دو درمانگرند، به طوري كه شما فكر خواهيد كرد هر كدام بهتر مي داند! آنها داراي مشكل جدي تفاسير منفي هستند. در اينجا يك مثال نوعي آورده شده است:

مينا: فراموش كردي لباس ها رو براي خشكشويي ببري.

محسن:(مقداري آشفته) از من نخواستي كه اين كار رو بكنم، از من پرسيدي آيا از آن طرف رد ميشم؟ من هم بهت گفتم نه!

مينا: (از اين كه مي بيند همسرش به نيازهاي او اهميتي نمي دهد، واقعاً خشمگين است)، توگفتي كه انجامش ميدي، ولي اين كار رو نكردي.

محسن: (احساس توهين مي كند) من اهميت مي دم و متنفرم از اين كه بهم بگي اهميتي نمي دم.

محسن به دليل اين كه همسرش او را بي اهميت و بي توجه به نيازهايش مي داند، احساس توهين مي كند. اين حرف ها به احساس او به عنوان يك همسر خوب و خانواده دوست لطمه مي زند. ذهن خواني مينا آتش دفاع محسن را برمي انگيزد و هر كدام با احساس بي اعتبار شدن، گفتگو را خاتمه مي دهند.

اين مثال رو شن مي كند كه چرا ساختار و ايمني ، براي پيشگيري از شعله ور شدن تعارض، لازم است. هنگامي كه محسن حس مي كند ديدگاه اش در مورد خودش به عنوان يك همسر خوب مورد حمله واقع شده است، آتش ، غير قابل كنترل مي شود. هنگامي كه وسوسه مي شويد تا به خودانگاره، ارزش ها و انگيزه هاي همسرتان حمله ور شويد، مراقب باشيد ، در حال دامن زدن به آتش ها هستيد (اقتباس از ماركمن و همكاران، 2010).

2-2-8-1-3-6 پذيرش، خط نهايي

به نظر مي رسد مسأله اي اوليه وجود دارد كه مي تواند همه مسايل فهرست شده در اينجا را پوشش دهد و آن آرزوي پذيرش است . گاهي اوقات اين آرزو بيشتر به صورت ترس از طرد شدن احساس مي شود، اما مسأله زيربنايي يكي است . در عميق ترين سطح، در يك رابطه افراد براي در يافت پذيرش و اجتناب از طرد برانگيخته مي شوند . اين مسأله (ترس از طرد)  هم نيازهاي عميق ما را براي احترام، پيوند، ايمني و پذيرش از جانب همسر بازنمايي مي كند و هم بسياري ديگر از مسايل پنهان را بر مي انگيزد.  بدبختانه، ترس موجه است . ازدواج شامل دو فرد غير كاملي است كه مي توانند عميقاً به يكديگر صدمه بزنند . مي توانيد ببينيدكه اين ترس از طرد شدن به شيوه هاي مختلفي خودش را نشان مي دهد. به عنوان مثال؛ برخي افراد از اين كه كاري را به شيوه اي معين انجام دهند و همسرشان آنها را طرد كند، مي ترسند . اغلب افراد خواسته هاي شان را غيرمستقيم بيان مي كنند، زيرا نمي خواهند براي بيان واضح تر آرزوهاي شان خطر كنند  و با بيان خواست ه هاي شان به طور بازتر، آسيب پذيرتر شوند. به عنوان مثال؛ شما ممكن است بگوييد، “دوست نداري امشب با هم باشيم”؟ به جاي “من دوست دارم امشب باهم باشيم “. هنگامي كه يك فيلتر خود حمايت گرانه باعث مي شود كه شما آرزوهاي تان را به اين شيو ه ابراز كنيد، اين نگراني ها به وسيله ترس از طرد فرا خوانده مي شوند (ماركمن و همكاران، 2010).

گاهي افراد به روش هاي ديگري مسايل پنهاني پذيرش و طرد را نشان مي دهند. مثال امير و بهناز و مشكل شان را با سفر ساليانه ا مير در نظر بگيريد . امير و بهناز ، 17 سال است كه ازدواج كرده اند و در كل ، زندگي خوبي دارند . آنها داراي4  بچه، از سن 7 تا15 سال هستند . آنها بيشتر مسايل شان را خوب حل مي كنند. آنها به طور منظم در مورد مسايل مهم گفتگو مي كنند، ولي يك مسأله وجود دارد كه آنها هرگز آن را به طور كامل حل نكرده اند.

سالي يك بار امير با دوستان اش به مدت دو هفته به مسافرت مي رود. آنها يك ويلا اجاره مي كنند و در آنجا مي مانند. بحث زير هميشه اتفاق مي افتد، در آخرين سفر كه امير مي خواست در ساعت 5 صبح به سفر برود، بحث زير بين آنها درگرفت:

بهناز: من واقعاً از اين كه هر سال به اين سفر مي ري، متنفرم . تو منو ترك مي كني ، طوري كه همه كارها رو خودم بايد رفع و رجوع كنم.

امير: (كمي دفاعي شده) مي دوني، وقتي هم كه با هم ازدواج كرديم، من اين سفر هارو داشتم نمي فهمم كه چرا بايد، هر دفعه از اون شاكي باشي.

بهناز: (براي حمله مي رود) فكر مي كنم خيلي مسؤولانه نباشه كه خانواده ات رو  دو هفته تنها بذاري، بچه ها به تو نياز دارن. وقتي كه مي ري، خيلي بي قرار مي شن.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مقایسه تعارضات زناشویی و سبک های حل تعارض در  زوجین دارای رضامندی و عدم رضامندی از ازدواج