نظريه روان كاوي[1]

اين نظريه اعتياد را در آسيب هاي دوره كودكي و در ارتباط با صفات شخصيتي معين با اختلالات ديگر و آمادگي هاي روانشناختي ارثي در نظر مي‌گيرد. در اين زمينه سو (1994) الگوي آمادگي- استرس را مطرح مي‌كند. بعضي افراد به علت عوامل گوناگون ممكن است آمادگي بيشتري را براي اعتياد به يك چيز مثلا الكل، هروئين، قماربازي، خريد كردن، بازي هاي رايانه‌اي و بالاخره اينترنت داشته باشد. اگرچه بعضي از اين افراد ممكن است در تمام عمر به چيزي معتاد نشوند، اما اگر عوامل استرس زا در زمان معين آن ها را تحت فشار قرار دهد،ممكن است به اعتياد روي بياورند. بنابراين اگر تركيب مناسبي از زمان ، شخص و واقعه فراهم شود، فرد ممكن است به اينترنت معتاد شود(ساعتچی، 1391).

نظريه شناختي[2]

اين ديدگاه تأكيد ويژه‌اي بر شخص به عنوان پردازش كننده اطلاعات دارد و اختلال اعتياد به اينترنت برآمده از شناخت هاي معيوب و يا پردازش معيوب شناختي است و درمان آن مبتني بر تصحيح فرآيند شناخت هاي معيوب است(ساعتچی، 1391).

نظریه رفتاری[3]

نظریات بسیاری در تبیین اعتیاد اینترنتی وجود دارد و از آنجا که اعتیاد به اینترنت یک پدیده میان رشته ای است و علوم مختلف پزشکی، رایانه ای، جامعه شناسی، حقوق، اخلاق و روان شناسی، هر یک از زوایای گوناگونی این پدیده را مورد بررسی قرارداده اند، در هر یک از این علوم مختلف نظریه هایی برای این اختلال مطرح شده است. اما از آنجا که هدف اصلی این مقاله بررسی نیازهای تامین شده توسط اینترنت برای معتادان اینترنتی است، شایسته است نظریه ای به کار رود که قرابت بیشتری با این هدف دارد. از این رو در این مقاله از نظریه رفتاری برای تبیین این اعتیاد به کار گرفته شده است. این نظریه براساس مطالعات “اسکینر” بر شرطی شدن کنشگر تکیه دارد که در آن شخص رفتار معینی را انجام می دهد و سپس برای این رفتار پاداش دریافت می کند (امیدوار و صارمی، 1390).

از جهت اینکه مواد مخدر، الکل، قمار و حتی اینترنت، پاداش های عاطفی، هیجانی، جسمانی و مانند آن را دارند، به عنوان شیوه ای برای فرار از موقعیت، در نظر گرفته می‌شوند و در بردارنده ارضای نیازی هستند. اگر فرد یاد بگیرد که وسیله ای مانند اینترنت می‌تواند برای او شرایطی فراهم کند که از واقعیت فرار کند و یا نیاز او را تامین کند، احتمالاً در آینده نیز به این کار مبادرت خواهد ورزید. این کار برای او عامل تقویت کننده خواهد بود و به صورت یک چرخه عمل کرده و باعث افزایش رفتار خواهد شد. براساس این دیدگاه، فرد برای دریافت پاداش که می‌تواند همان تامین نیازهای اولیه (براساس هرم مازلو) باشد وارد اینترنت می شود. پاداش هایی که وی از این رفتار می گیرد، شاید ارضای جنسی، تماس وارتباط بادیگران، خود شکوفایی، دریافت عشق، فرار از واقعیت و مشکلات زندگی روزمره و حتی سرگرمی‌های زیاد باشد و چنان‌چه فرد در زمان‌های آتی نیز به این پاداش‌ها نیاز داشته باشد، به اینترنت روی خواهد آورد و در نتیجه این روند تقویت شده و چرخه همچنان ادامه پیدا می‌کند. بنابراین علت کلیدی در اعتیاد به اینترنت و موضوعات وابسته به آن تقویتی است که فرد دریافت می کند.

برای تلفیق این رویکرد با رویکرد پیشین (استفاده و خشنودی) می‌توان گفت هرگاه فرد در پی ارضای نیازهای خود که هم می تواند شامل نیازهای بنیادین هرم مازلو که در ادامه مقاله به تفسیر آن پرداخته خواهد شد و هم نیازهای مطرح شده در نظریه استفاده و خشنودی، نیازهایی چون تفریح، سرگرمی، شادی های عاطفی، نیازهای اطلاعاتی، نیازهای شناختی، نیازهای اجتماعی و نیازهای غیراجتماعی و سایر موارد ذکر شده در این رویکرد باشد، به رسانه ای دلخواه روی می آورد و اگر رضامندی او از این استفاده به حدی باشد که خارج از تصور اولیه اوست، او در پی دریافت پاداش یا همان خشنودی های خواسته شده به سمت این رسانه خواهد رفت تا جایی که این رفتار به رفتاری اعتیادآور تبدیل می‌شود(امیدوار و صارمی، 1390).

نظريه شناختي رفتاري[4]

در دهه گذشته، درمان شناختي- رفتاري توجه زيادي را به خود جلب نموده است. رويكردها و فنون درماني جديد، به نحو مستمر گسترش يافته است و به جهان باليني معرفي شده‌اند. در اين ديدگاه اعتياد بر اين است كه اختلال اعتياد به اينترنت از مشكل شناختي فرد همراه با رفتارهايي كه يا پاسخ غير سازشي را حفظ مي‌كند يا شدت آن را افزايش مي دهد، ناشي مي‌شود. به‌نظر ديويس (1999)، اگرچه نشانه‌هاي مسلط اختلال عاطفي و رفتاري است اما نشان هاي شناختي در واقع تأثير فراواني دارند و مي‌توانند نشانه‌هاي رفتاري و عاطفي را ايجاد نمايند برعكس باورهاي غير منطقي و غير سازشي مانند اين موضوع كه فرد فقط در اينترنت قدرت كنترل دارد، فقط در آنجا براي خود كسي است و فقط در آنجا قابل احترام است نمونه‌هايي از افكار شناختي مشكل زا در زمينه «خود» هستند.

باورهاي غير منطقي ديگر مانند: هيچكس در بيرون از اينترنت از من خوشش نمي‌آيد. يا اينترنت تنها جايي است كه واقعاً مي‌شود مردم را شناخت و هر كسي به نوعي به اينترنت آلوده است و مانند آن، افكار شناختي مشكل زا در زمينه «دنيا» هستند(ساعتچی، 1391).

[1]psychoanalysis theory

[2]cognitive theory

[3]Theory of Planned Behavior

[4]The CognitiveBehavioural Theory

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

اثر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان