نقد دیدگاه روانشناختی

طرفداران دیدگاه روانشناختی جرم را ثمره عدم تعادل و شخصیت فرد می دانند. این عدم تعادل ناشی از عوامل روانی و بیولوژیکی است. همین عدم تعادل روانی سهم عمده ای درکشیده شدن افراد به سمت رفتارهای ضد اجتماعی دارد. عدم توجه به سایر عوامل فرهنگی، اجتماعی در بروز رفتار مجرمانه از مهمترین نقدهای وارد به این رویکرد است. چرا که تربیت و زندگی در محیط اجتماعی و فعالیت های گروهی می توان در شکل گیری شخصیت افراد نقش مهمی را ایفا نماید.

برخلاف نظر برخی روانشناسان که بزهکاری را نوعی بیماری روانی با دیوانگی تصور می کردند، بزهکار بیمار روانی نمی باشد بنابراین نقش عوامل روانی به حدی که بر فراز محققین این رشته بر آن قائلند مورد قبول نخواهد بود. اگر عوامل روانی در آن در توانایی داشتند که به تنهایی فرد را به سوی رفتار مجرمانه سوق می دهند. در این صورت می بایست تمام افرادی که دچار اختلالات روانی هستند دست به ارتکاب رفتار مجرمانه بزنند. اما مطالعات خلاف این را ثابت می کند. چراکه خلافکاران که اختلالات روانی دارند در اقلیت می باشند. تحقیق راجع به آمار بزهکاری که دچار اختلالات روانی بوده اند اعلام می نماید که وجود نقائص هوشی و عدم تعادل شخصیتی ضرورتاً رابطه علمی بین آن ها و بزهکاری را اثبات نمی کند. بزهکاران نیز مانند سایر افراد جامعه از سلامت روانی و جسمانی برخوردارند.

شخصیت روانی فردی که دچار اختلال شده است در صورتی که محیط اجتماعی او سالم باشد و زمینه های منفی نداشته باشد به تنهایی قادر نیست فرد را به سمت بزهکاری سوق دهد. اما در صورتی که شرایط محیطی، زمینه ساز رفتار بزه کارانه باشند و فرد از لحاظ روانی و شخصیتی دچار اختلال باشد در این صورت احتمال کشیده شدن فرد به سمت بزهکاری فراوان است.

بند دوم: رویکرد جامعه شناختی

یکی دیگر ازرویکرد هایی که نسبت به بزهکاری وجود دارد،رویکرد روان شناختی است.اگر رویکرد روان شناختی به تاثیر مسائل روانی در رفتار مجرمانه تاکید داشت در رویکرد زیست شناختی به تاثیر شکل ظاهری و ساختار ژنتیکی و اختلالات جنسی و هورمونی در بزهکاری تاکید می کرد رویکرد حاضر به نقش محیط اجتماعی و نحوه جامعه پذیری افراد و تاثیر نهاد های اجتماعی همچون خانواده و مدرسه، گروه دوستی و سایر مسائل اجتماعی در پدیده بزهکاری است.در مورد زنان هم بر اساس تمایزات اجتماعی و نقش های جنسیتی را به آن ها داده می شود.می توان رویکرد اجتماعی را مورد توجه قرار داد.برخی محققین که می توان در رابطه با زنان با تصمیم نظریه هایی که در مرد مردان است بزهکاری انان را توجیه نمود.

اختلاف فرهنگی در رابطه با نحوه اجتماعی کردن زنان و مردان و تفاوت شدیدی که بر دختران و زنان درخصوص ماندن در خانه اعمال می گردد بر میزان مجرمیت آنان موثر است.[1]رویکرد جامعه شناختی ضمن تاکید بر تاثیر محیط اجتماعی بر بزهکاری،کمی بزهکاری زنان در مقایسه با مردان را به خاطر موقعیت های اجتماعی و عدم درگیر شدن آن ها در مسایل اجتماعی می داند.

به همین دلیل پس از مطالعه بر روی خودکشی زنان به این نتیجه میرسد که اگر زنان کمتر مرتکب خودکشی یا قتل می شوند به این دلیل نیست که از نظر فیزیولوژیکی با مردان متفاوت هستند.او تنها از فرصت های لازم برای حضور در فعالیت های اجتماعی برخوردار نیست.به همین دلیل کمتر در معرض مرگ و میر های تصادفی قرار دارند.

[1]معظمی.شهلا.بزهکاری کودکان و نوجوانان.جلد اول.تهران.انتشارات نشر دادگستر.چاپ اول1388.ص532

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان