نياز به احترام در مجتمع زیستی

اين نياز نه تنها شخصي بلكه مقوله‌اي جمعي و گروهي است. مشاركت مردم در سرنوشت خود و در مورد چگونگي توسعه محله خود متأثر از نياز به تعلق و اقدام به خويش و در نتيجه افزايش عزت نفس او است. مشاركت دادن مردم در محله در وجوه مختلف باعث مي‌گردد تا توسعه از درون زندگي جمعي صورت پذيرفته و با ايجاد حس تعلق در مردم باعث افزايش اعتقاد آنان به خود و ديگران گردد. مشاركت نه تنها به كمك‌هاي مالي مردم ختم نمي شود بلكه مي‌تواند از طريق توجه به خواست ها و نيازهاي مردم صورت پذيرد. در حقيقت از طريق توجه به نيازهاي انساني و اهميت دادن به نظريات آنان در فرايند توسعه است كه مي توان نسبت به آنها ايجاد احترام كرد. [1]ايجاد سمبل ها و نمادهاي شهري و محله‌اي خود از مصاديق نياز به عزت نفس است. از اين رو با افزايش معناي نمادين محيط و ساخت عناصري كه مردم در محله بتوانند به آن افتخار كنند مي تواند در افزايش احترام به خويش در آنها تأثير گذار باشد. از انتخاب نام كوچه‌ها گرفته تا ايجاد ورودي ها و ايجاد فضاهاي سبز كه مي تواند به محله هويت بخشد از اهميت خاصي برخوردار است. [2]

2-2-5-6-نياز به خود شكوفايي در مجتمع زیستی

انسان از رفع نيازهاي جسمي، ايمني و امنيت تعلق و وابستگي و احترام به خويش به مرحله نويني از زندگي دست مي‌يابد. انسان خود شكوفا در اين مرحله در ابعاد ذهني و روحي برفراز زندگي معنوي خويش قرار گرفته است و از آن جايگاه است كه به مسائل مرتبط به خويش و جامعه مي‌نگرد. مسلماً تمامي انسانها در يك جامعه فرصت هاي لازم براي رسيدن به اين مرحله را نمي‌بايند اما يك اجتماع مردم سالار كه ايجاد و توسعه عدالت در راٴس اهداف آن قرار مي‌گيرد مي آيد فرصت هاي برابر را براي تمام مردم جهت دستيابي به خود شكوفايي فراهم نمايد، بدين معني كه هر فرد بتواند هر آنچه كه آرزو دارد بدان دست يابد امكانات لازم در جامعه برايش فراهم آورده شود. اگر شخصي نمي خواهد پزشك و يا معمار شود اين امكان براي او وجود داشته باشد تا بدان دست يابد. يعني انسان بتواند كه «خواستن» و «شدن» را تجربه كند.

2-2-5-7-نياز به زيبايي در مجتمع زیستی

زيبايي حسي است كه توسط حواس پنجگانه انسان ادارك مي شود شامل صدا، بو، مزه، سختي و نرمي و بافت محيط، رنگ و روشنايي است در صورتي كه هندسه و فرم و حجم محيط از نظر بصري بيشتر مورد توجه طراحان نسبت به ساير ابعاد زيبا شناختي قرار گرفته است و از نوع زيبايي فرعي است.[3] رديابي عناوين و يا سمبليك بيشتر به خواسته‌هاي فرهنگي و ارزشي مردم استوار است. در معماري و شهرسازي سنتي ما تمامي اين ابعاد مورد توجه قرار گرفته است و از اين موارد وجود تنوع در فضاهاي شهري است. تنوع در فعاليت هاي يك مجتمع زیستی و يا يك شهر نه تنها زيبايي‌هاي حسي را تقويت مي نمايد بلكه به شناخت ما از محيط به گونه اي موثر ياري مي‌رساند. معماري و شهرسازي ما مبتني بر كاربرد عناوين از هندسه است فرم هاي متنوع فضاهاي شهري و عناصر معماري و نشانه‌هاي شهري چون مساجد و ساير اماكن عمومي در كنار بافت متناسب و متوازن مسكوني به شهرهاي قديمي و سنتي ما زيبايي خاصي را بخشيده است. ارتقاء ابعاد زيبا شناختي فضاها در محله تابع توجه به تمامي نيازهاي انساني است. توجه به طراحي جزئيات سطوح هندسي استفاده از رنگهاي متنوع كه براي مردم مي تواند لذت بخش باشد در طراحي فضاهاي شهري و ساخت نمادها و نشانه‌هاي شهري كه مناسب با خواست‌هاي جمعي باشد و تاريخ و هويت مردم را مورد توجه قرار دهد ابعاد زيبايي شناختي فضاهاي شهري را براي عموم مردم لذت بخش خواهد كرد. توجه به نيازهاي انساني مي تواند ما را در جهت دستيابي به محيطي پايدار هدايت نمايد. اصولي كه كوين لينچ مطرح مي كند با آنچه يك شهر يا محله خوب و پايدار را بر مبناي نيازهاي انساني در ابعاد مختلف تشكيل مي دهد همخواني بسيار دارد.

او محورهايي چون سرزندگي ،تناسب، دسترسي و نظارت و اختيار را در كنار كارايي و عدالت از مهم ترين ابعاد دستيابي به يك شهر و محله ايده آل را معرفي مي نمايد. با تحليل نيازهاي انساني كه بدانها اشاره شد مي توان نتيجه گرفت كه توجه به ابعاد مختلف نيازهاي زندگي جمعي مي توان به طراحي شهري سالم و پايدار دست يافت، كه در آن شاخص هاي مرتبط با كيفيت زندگي از عوامل زيست محيطي ( در قالب نيازهاي اوليه ) تا زيباشناختي (درقالب نيازهاي عالي ) بر اساس معيارهاي معرفي شده در فضاهای جمعی شهري بر حسب اولويت هر يك مبتني بر سلسله مراتب نيازهاي مردم مي توانند به اجرا درآيند تا باعث احساس تعلق هرچه بیشترساکنان به محل سکونتشان شود. وارد شدن مفهوم اجتماع در عرصه بحث پیرامون هویت خواه ناخواه، مفهوم هویت جمعی را نیز مطرح می سازد.فرد با حضور و رشد در جمع علاوه برآن که دارای هویت شخصی می شود باگرفتن عناصرمشترکی که فرهنگ خوانده می شود هویت جمعی می یابد و با مجموعه این عناصر دارای تاریخ مشترک می شود. اهمیت هویت فردی تا بدان پایه است که اگر فرد در اجتماع قرار گیرد ونتواند خود راجزئی از آن به حساب آورد،قادربه تثبیت هویت شخصی خود نیست. یکی از دلایل احساس مطرود بودن و رهاشدگی مهاجران در جامعه ای که به آن وارد می شوند، انقطاع میان هویت شخصی آنها وهویت جمعی اجتماع است.[4]

[1] همان

[2] مطلبی،قاسم،(1380)،”روانشناسی محیط:دانش نو در حدیث معماری و طراحی شهری”،مجله هنرهای زیبا،شماره 10،دانشگاه تهران

[3] گروتر،یورگ گروت،(1383)،زیباشناختی در معماری،ترجمه جهانشاه پاکزاد و عبدالرضا همایون،دانشگاه شهید بهشتی، تهران

[4] پاکزاد،جهانشاه،(1375)،”هویت و این همانی با فضا”،نشریه علمی پژوهشی صفه، دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی،شماره22-21

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی قابلیت های مجتمع زیستی